توسعه فردی

چرایی یا نگرش؟ | امروز چه آموختم؟ ۳

امروز داشتم کتاب برتری خفیف را می‌خواندم. فصل دوم، عنوانش نخستین عنصر بود. این فصل را قبلن خوانده بودم اما اینبار به قصد دیگری می‌خواستم بخوانم. دنبال دوا و درمان بودم.

با این حساب می‌دانستم نخسین عنصر چیست. اما اگر موقع مطالعه پیش‌فرضم این‌ بود که همه‌چیز را می‌دانم کار خراب می‌شد. اصلن همین 《می‌دانم‌》ها گند می‌زنند.

خلاصه‌ی کل فصل را بعد مطالعه دسته‌بندی کردم. اما مهم‌ترین چیزی که از این دسته‌بندی دستم را گرفت این بود: چرایی مهم‌تر است، نگرش و احساس مرتبه‌ی پایین‌تری دارد. و هر دو عامل در همکاری با هم فعالیت‌های ما را مشخص می‌کنند.

قشنگ‌ترین نکته اما جای دیگری بود. ما آدم‌ها ممکن‌ است نگرش‌مان را با معلم یا کلاس یا جریانی تطبیق دهیم. اما این تطبیق جایی گندش مثل فاضلاب بالا می‌زند و دستمان می‌ماند توی پوست گردو.

اما فلسفه و چرایی برخلاف نگرش که تطبیق‌پذیر است، تغییر اساسی ایجاد می‌کند.

اما یک سوال تطبیق نگرش یعنی تقلید کورکورانه؟

تصویر نویسنده
فاطمه یکتا

2 نظرات در مورد “چرایی یا نگرش؟ | امروز چه آموختم؟ ۳

  1. کتابی که معرفی کردین رو نخوندم و شاید به همین دلیل نتونم درک درستی از مرز بین چرایی و نگرش رو انتقال بدم. اگر منظور از نگرش همون دیدگاه است به نظرم تطبیق دادنش با دیدگاه دیگران تقلید نیست و می تونه در یک بازی برد- برد ما رو به جایی برسونه که قبلن نبودیم و یا نمی دیدمش. من بین تطبیق تا تقلید فاصله زیاد می بینم. از اینکه اگر جایی برداشتم اشتباه بوده منو اصلاح کنید، استقبال می کنم.

  2. با دیدگاهت موافقم. من فکر می‌کنم تقلید در ابتدای راه و تا زمان شکل‌گیری زبان، تفکرات و عملکرد ما چاره‌سازه، اما در نهایت هدف از تقلید، شناخت خود و رسیدن به سبک و دیدگاه منحصربه‌فرده. ممنونم از مطالب خوبت🌹❤

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.