توسعه فردی,یادداشت روزانه

چند نکته درباره‌ی گروه و قدرت آن

معمولا وقتی از یادگیری و آموزش مهارت‌ یاد می‌کنیم قدرت گروه را نادیده می‌گیریم.

گروه شما را یاد مدرسه می‌اندازد که اختیار انتخاب همگروهی‌تان را نداشتید.

یا وقتی‌که عضو گروهی شدید ولی از خیر مزایا گذشتید و از گروه خارج شدید چون زیادی شلوغ بود.

و یا حتی برای انجام پروژه‌ای در دانشگاه اعلان ساخت گروه دادید ولی کسی اعتنا نکرد و حالا به ساخت گروه بدبینید.

چه بخواهید چه نخواهید برای بهتر شدن در مهارتی خاص لازم است عضو گروه‌های مرتبط باشید چرا که قدرت گروه در حفظ استمرار و پیوستگی است.

یادگیری گروهی یا انفرادی؟

براساس تجربیات گذشته ما همچنان از گروه ساختن می‌ترسیم. اگر بفهمند من چیزی نمی‌دانم؟ اگر مورد توجه قرار نگیرم؟ اگر در گروه حرفی برای گفتن نداشته باشم چه؟ بهتر است برای شروع این سوال‌ها را نادیده بگیرید چراکه:

۱. نقطه‌ی رشد همان‌جایی است که هم می‌ترسیم هم برای انجام کاری مشتاقیم. حالا که تا مرحله‌ی عضویت در گروه جلو آمده‌ایم پس بهتر است ترس‌مان را مهار کنیم و کار درست را انجام بدهیم.

۲. تا جایی‌که تجربه‌ی شخصی من قد می‌دهد در اینستاگرام و گوگل به اندازه‌ی کافی گروه‌های خوب وجود دارد. تازه‌ترین مواجهه‌ی من با چنین گروهی برمی‌گردد به چندماه پیش.

بنا داشتم بختم را در نوشتن بیازمایم که دیدم از پس پانزده دقیقه نوشتن آن هم در بازه‌های کوتاه پنج دقیقه‌ای برنمی‌آیم.

جوینده یابنده است. لایوهای شبانه‌ای¹ پیدا کردم که بازخوردهای عالی داشت. حال و هوای یک گروه خوب را داشت. تعهد دادم که به این گروه بپیوندم و تا همین امروز همراه گروه هستم.

با آموزش‌های همین لایوها بود که سایتم را راه‌انداختم، جسارت نوشتن پیدا کردم و حالا دیگر می‌توانم روزی هزارکلمه بنویسم و این پیشرفت چشمگیری است.

۳. بازخورد گرفتن غوغا می‌کند. یکی از چیزهایی که همیشه درمورد گروهی که عضوش هستم مورد توجه‌ام بوده حمایت است. شاید ماه اول حضورتان در گروه‌ حتی متوجه شما نباشند ولی بعد از مدتی فعالیت می‌بینید که بازخوردها به سمت شما سرازیر می‌شوند.

این همان عاملی است که هنریت آن‌کلاسر در کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد از آن این‌گونه یاد می‌کند: اعضای گروه باید مانند پدری که حامی فرزندش است از سایر اعضا حمایت کنند. چیزی که در همین لایوهای ساده‌ی اینستاگرامی اتفاق می‌افتد.

تجربه‌ای درباب قدرت گروه

نوزده‌ساله بودم که برای دوره‌‌ای در مرکز استان ثبت‌نام کردم. این دوره برای کسانی برگزار می‌شد که به کسب‌وکار علاقه داشتند. هرچند اسم دوره راه‌اندازی کسب‌وکار بود ولی در واقعیت سالادی از اطلاعات دم‌دستی بود که با یک سرچ ساده در اینترنت پیدا می‌شد.

من با تمام وجود تلاش می‌کردم ولی نتیجه شیب منفی داشت. همیشه حاضر بودم. سرعت دریافتم بالا بود و همین‌طور اجرا. اما علت چه بود؟ همان سالاد اطلاعاتی که گفتم.

به هنگام ارائه‌ی آموزش‌های مربوط به تولید محصول به این نکته اشاره می‌کنند که اطلاعات به راحتی از طریق اینترنت پیدا می‌شود و تولید کننده باید با هدفی خاص‌تر از سرو سالادی از اطلاعات به دنبال تولید محصول باشد.

هدف دادن بینشی جدید به مخاطب است. در واقع مخاطب باید سلیقه و نوع نگاه مربی یا استاد را دریافت کند.

این نگاه به آموزش دو مزیت دارد:

۱. شما با دریافت چنین آموزشی نه تنها اطلاعات لازم را دریافت می‌کنید بلکه بهتر از آن یاد می‌گیرید چطور به موضوع نگاه کنید. استاد خوب کسی است که نگرش جدیدی به تو بدهد.

۲. مطمئن باشید چنین استادی فعالانه خودش را به‌روز می‌کند چرا که به دنبال ایجاد تمایزی پایدار است. پس می‌توانید به او اعتماد کنید و آموزش‌های جدید را دریافت کنید.

۳. سالاد اطلاعات نه تنها شما را رشد نمی‌دهد بلکه هرچقدر تلاش‌تان را بیشتر کنید بیشتر فرو می‌روید. درواقع قدرت گروه معکوس عمل می‌کند و شما را پایین می‌کشد. مثل تمام افرادی که به خاطر دوستی با افراد ناباب معتاد شدند. و در مقابل کسانی که به خاطر دوستی با آدم‌های سطح بالاتر رشد کردند.

۴. مدام خودتان را در معرض این گزاره قرار می‌دهید: من هیچی نمی‌دونم. و این عالی است. وقتی بدانید نمی‌دانید اشتیاق‌ یادگیری چندبرابر می‌شود.

یک اشتباه درمورد یادگیری فعالانه

چیزی که یادمی‌گیری را یاد بده.‌ اما این همه‌ی ماجرا نیست. یادگیری فعال یعنی روال منظمی از آموختن و بلافاصله به‌کارگیری.

یادگیری وقتی کامل می‌شود که این سه مورد را رعایت کنید:

۱. از استاد یا مربی بیاموزید. عضو گروه‌هایی باشید که در بالا خصوصیت‌شان ذکر شد. فعال باشید و دو مورد بعدی را انجام دهید.

۲. با افراد هم‌سطح خودتان تعامل کنید. بین کسانی که با شما هم‌مسیر هستند کس یا کسانی را پیدا کنید که بخواهد با شما هم‌گروه باشد. با هم گروه کوچکی بسازید و روی گوشه‌ای از کار تمرکز کنید. مثلا اگر می‌نویسید و وبلاگ هم دارید سعی کنید روی وبلاگ‌نویسی تمرکز کنید. این همان گوشه‌ای است که من و دوستم در گروه‌مان هدف گرفته‌ایم.

۳. به دیگران یاد بدهید. در این مورد دچار کمال‌گرایی نشوید. همین‌که آموخته‌هایتان را از زبان خودتان و به شیوه‌ی خودتان در صفحه‌ی اینستاگرام یا وبلاگ‌تان منتشر کنید یعنی این مرحله تیک خورده است.

1. به سایت شاهین کلانتری دات‌کام مراجعه کنید.

تصویر نویسنده
فاطمه یکتا

یک نظر برای “چند نکته درباره‌ی گروه و قدرت آن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *