ادبیات,نویسندگی

ادبیات‌خوانده | چرا باید ادبیات بدانیم؟

تفریح جدیدم سرزدن به سایت آقای‌قائد است. اول جذب مقاله‌های بلندشان شدم بعد هم فعل‌های تازه‌ای که بکارمی‌گیرند. حین خواندن به بخش‌هایی رسیدم که برایم جالب بود چرا که با تمام خوانده‌هایم فرق‌داشت. قسمتی را این‌جا می‌آورم تا تازگی نوشته را ببینید. شاید شما هم به این نتیجه رسیدید که ادبیات‌خوانده و ادبیات‌نخوانده فرق دارد.

《به این نتیجه رسیدم که تا آهنگسازهایی درس‌‌موسیقی‌خوانده پا پیش نگذارند و کارهای جدید ارائه ندهند با صِرف آوازخواندن تغییری مهم اتفاق نخواهد افتاد.》

جای آهنگ‌ساز نویسنده، جای درس‌موسیقی‌خوانده ادبیات‌خوانده و جای صِرف آوازخواندن صِرف نوشتن بگذارید. فرق ادبیات‌خوانده و ادبیات‌نخوانده این است که اولی می‌تواند فتح باب کند. پس پا را از گلیم تمرین‌های نوشتن باید درازتر کرد و ادبیات خواند.

دوست نداشتم این تکه‌ها از مقاله‌های آقای قائد را نخوانید. بخوانید و لذت ببرید.

《وقتی کسی یا چیزی را که به نظرت جای بحث دارد پس از تأمل فراوان زیر نورافکن می‌گذاری باید احتمال نزدیک‌به‌یقین بدهی فشار جانکاه وارد خواهد آورد بر روح و روان افرادی و تا فیهاخالدون کسانی را باربکیو خواهد کرد.》

《هموطنی ارمنی گفت در این مملکت سه میلیون نفر سحری می‌خورند اما سی میلیون نفر افطار می‌کنند. ساعت‌ها افراط در بلعیدن زولبیا بامیه و کشک بادمجان شامگاهی البته آسان‌تر از سحرخیزی برای طاعت و عبادت. حالا متنی سه‌هزار خواننده دارد اما بیش از سی‌هزار نفر با تمام قوا و تیغی نظر می‌دهند زیرا داخل‌آش‌شدن را حق مسلّم خویش می‌دانند.》

تصویر نویسنده
فاطمه یکتا

2 نظرات در مورد “ادبیات‌خوانده | چرا باید ادبیات بدانیم؟

  1. سلام فاطمه جان عزیز. چه مطلب خوبی بود. ترغیبم کردی که من هم به سایت ایشون سر بزنم. خوشحال می‌شم اگر باز هم برامون از این مطالب و نقل‌قول‌ها بذاری.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.