در ستایش سوال‌ها,کتاب‌

سوال‌نویسی را به هنگام مطالعه جدی بگیرید

زندگانی اگر پویا باشد مسبب سوالات گوناگونی‌ می‌شود. در پاسخ به این سوالات مسیرهای فکری جدیدی در ذهن‌مان ایجاد می‌شود که می‌توانند مسیرهای عینی نو در اختیار ما بگذارند.

بارها روش‌های مختلف کتاب‌خوانی را آزموده‌ایم، یادداشت‌برداری، خط کشیدن زیر جمله‌های مهم و حتی نشانه گذاری. اما شاید شما هم مانند من هنوز نتوانید بخش‌های مهم کتاب‌هایی که خوانده‌اید را به یاد آورید.

دقت کنید جزئیات فصل مدنظر ما نیست. آنچه برای ما اهمیت دارد ایده‌‌های اصلی کتاب است تا بتوانیم با زبان خودمان درموردشان حرف بزنیم.

در این یادداشت روش جدیدی را بررسی می‌کنیم که به سوال‌نویسی مربوط است.

اول از همه بگویید آیا این پند را از اینیشتین می‌پذیرید؟

مهم‌ترین مسئله این است که دست از پرسیدن برنداریم.

اگر پند را می‌پذیرید پس با من همراه شوید تا کمی بیشتر سوال بنویسیم. شیوه‌ی کار و ایده‌ی اصلی این پست بدین صورت است؛ هربار که مطالعه می‌کنید به جای یادداشت برداشتن از جمله‌ها، سوالاتی بنویسید که با پاسخ به آن‌ها ایده‌ی اصلی پاراگراف یا بخش مرور شود.

به یاد داشته باشید که لازم نیست تمام جزئیات را حفظ باشیم. حفظ کردن جملات مانعی برای اندیشیدن است. همین‌که ایده‌ی اصلی را درک کنید و بتوانید درموردش صحبت کنید به هدف رسیده‌اید مگر جملاتی که بخاطر زیبایی ساختار، ارزش معنایی جمله یا نقل‌قول بخواهید آن را کامل از برباشید.

این ایده را از کتاب بیش‌یادگیری آموخته‌ام. اسکات یانگ نویسنده‌ی کتاب می‌گوید؛ چیزی که دشوارتر و در عین حال مفیدتر است، بازنویسی ایده‌ی اصلی یک فصل یا بخش به صورت یک سوال است.

اگر سوالاتی که می‌نویسم را به دو بخش تقسیم کنیم، سوالات ثابت و متغیر، سوالات ثابت آن‌هایی هستند که هر روز از خودمان می‌پرسیم و متغیر آن دسته سوالاتی هستند که به روش اسکات یانگ موقع مطالعه یا نوشتن مطرح می‌کنیم.

به طور مثال سوالات ثابت از این قرارند؛

  • امروز را چگونه سپری کنم تا به هدفم نزدیک‌تر شوم؟
  • کدام کارها را می‌توانم امروز انجام بدهم؟ چه قدمی می‌توانم بردارم تا کمی به هدفم نزدیک‌تر شوم؟
  • امروز چگونه عمل کردم؟ ایراداتم چه بود؟

به نظر من سوالات متغیر جذاب‌ترند چون دستمان برای طرح پرسش بازتر است. می‌توانیم با سوالات بازی کنیم. مطالعه را لذت‌بخش می‌کنند و نوعی سرگرمی هم محسوب می‌شوند.

اگر بخواهیم روش جدید را بکار ببندیم باید این‌گونه عمل کنیم. با هم برشی از کتاب ۱۳ کاری که زنان دارای ذهن قوی انجام نمی‌دهند را بخوانیم:

دام معمول دیگر، تلاش برای فرار از احساس ناراحتی ناشی از برتر به نظر رسیدن دیگران است. شاید از گفت‌وگو با دوستی که موقعیت شغلی بهتری دارد پرهیز کنید یا شاید وقتی خواهرتان با موفقیت، تمام وزن ناشی از بارداری را کم می‌کند، دیگر به باشگاه نروید؛ چون ورزش کردن به شما یادآوری می‌کند آن‌قدر که دوست دارید لاغر نیستید؛ اما پرهیز از ناراحتی باعث از بین رفتن آن نمی‌شود. در حقیقت، اگر به خجالت، ناراحتی یا عصبانیت خود رسیدگی نکنید، ممکن است بدتر شود. به هنگام احساس ناراحتی، آن احساس را تایید کنید. نفس عمیقی بکشید و تایید کنید که حس بدی دارید. بسته به موقعیت شاید با کسی که خودتان را با او مقایسه می‌کنید روراست شوید، گفتن اینکه: 《 برایت خوشحالم اما موفقیت تو به من یادآوری می‌کند چقدر باید تلاش کنم.》می‌تواند فضا را تلطیف کند.

حالا بیایید برای ایده‌ی اصلی این بخش از کتاب سوال طرح کنیم تا با مرور آن ایده‌ی اصلی یادآوری شود.

سوال:

اگر موفقیت دیگران به من یادآوری کند که هنوز موفق نیستم، رفتار من چه باشد تا به بهترین حالت عمل کرده باشم؟

فرض کنید برای کتابی که مطالعه می‌کنید چندین سوال داشته باشید. به نظر شما مرور ایده‌های کتاب چقدر آسان‌تر خواهد بود؟

تصویر نویسنده
فاطمه یکتا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.