توسعه فردی,خودشناسی,در ستایش سوال‌ها

وسواس‌‌ها با شما رشد می‌کنند

۱.

همیشه دوست داشتم روی پای خودم بایستم. پدرم را الگو قرار می‌دادم. سعی می‌کردم علاقه‌ی خودم را پیدا کنم. اشتیاقم نیروی پیش‌ران من بود تا بتوانم همه‌جا سرک بکشم، از ورزش حرفه‌ای تا تولید محتوا برای خودم.

به گذشته فکر می‌کنم. به ۱۸ تا ۲۳ سالگی‌ام. مدام در تلاش بودم علاقه‌ام را پیدا کنم تا جایی‌که تبدیل به وسواس می‌شد. دنبال یک چیز خیلی خاص بودم.

حالا می‌دانم قطعه‌ی گمشده‌ی پازل علاقه‌ی من در تمام این پنج سال درست کار کردن بود که به لطف نوشتن این فرصت فراهم شد. قدر این فرصت را می‌دانم.

۲.

چه شد که این فرصت در اختیار من قرار گرفت؟ زره و کلاه خود را درآوردم و بیشتر بازیگوشی کردم.

تصور من این بود که هر کاری را انجام خواهم داد جز نویسندگی. الان از واژه‌ی نوشتن بیشتر استفاده می‌کنم چون حس بهتری به من می‌دهد.

خودم به ماجراجویی‌هایم خاتمه دادم. از سر بی‌حوصلگی و برای سرگرمی نوشتن را آغاز کردم. حالا درک می‌کنم که همیشه هم لازم نیست با زره و کلاه خود در جستجوی روش درست بود.

۳.

حالا اوضاع من خیلی بهتر است چون با نوشتن می‌توانم عملکردم را متر کنم. اندازه‌گیری عملکرد حتی در کسب‌وکار هم از اهمیت زیادی برخوردار است.

جایزه‌‌ی این تغییر سبک کار کردن هم رشد است. به قول جولیا کامرون رشد یعنی دو قدم به جلو و یک قدم به عقب.

اما حالا وسواس‌‌های رشد دهنده‌تری دارم؛

  • این چیزهایی که می‌گویم را چقدر قبول دارم؟ چقدر به آن‌ها پایبندم؟
  • چرا فلان تمرین را که معرفی کرده بودم را چند روز پشت گوش انداختم؟
  • این موضوع برای چه کسی مفید است؟
  • این جمله چطور بهتر می‌شود؟
  • چرا امروز کارهایت را به دقیقه نود موکول کردی؟
  • معنی این واژه چیست؟
  • چرا هنوز برای فلان موضوع هیچ منبعی آموزشی ندارم؟
  • چرا می‌خواهم روی پای خودم بایستم؟

تصویر نویسنده
فاطمه یکتا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.